گنجور

شمارهٔ ۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای روشنی از روی تو چشم نگران را

این روشنی چشم مبادا دگر آنرا

یا حسن تو و ناز تو سوزی و نیازی

جان نگران را دل صاحب نظران را

زاهد ز تو پوشد نظر و عقل فروشد

آن بی خبران را نگر این بی بصران را

از پیش من آن جان جهان را گذرانید

تا خوش گذرانیم جهان گذران را

جان از سر کوی تو ندارد سر پرواز

مرغی که چمن یافت نجوید طیران را

گفتم بحق آن دل سنگین که وفایی

وقعی نبود پیش تو سوگند گران را

بنما بکمال آن لب و خون خوردن او بین

کآن باده حلال است چنین نقل خوران را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان مولانا کمال » تصویر ۱۰

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید