گنجور

شمارهٔ ۶۸۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از لب او تاخیری بافتیم

آب حیات دگری یافتیم

گرچه بجستن دهنش کس نیافت

ما لب او را شکری یافتیم

از پس چندین طلبه آن شوخ را

کیته وری فتنه گری بافیم

بر دل ما گرچه زد از غمزه تیر

نیست شکایت نظری بافتیم

در حرم وصل که جانست و دوست

زحمت نئی دردسری یافتیم

گرچه گدائیم و کم از خاک راه

بر سر راهی گهری بافتیم

این همه اکسیر سعادت کمال

از طلب خاک دری بافتیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید