گنجور

شمارهٔ ۶۸۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

نیست کس را به حسن روی تو قیل

چه توان گفت روشن است دلیل

با لیت چشم را مضایقه چیست

م ت کی دیده به نقل بخیل

می کشد سر ز خاک پای تو زلف

راست است این سخن که کل طویل

دل سنگین تو به جانب مهر

نکند با هزار جر ثقیل

غم تو خوردم آنگهی کشتی

خوبها پیش خورد کرد فتیل

دین و دنیا فشاند بر تو کمال

که همین داشت از کثیر و قلیل



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید