گنجور

شمارهٔ ۶۷۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

پری به حسن و لطافت نداشت با همه حال

هر آنچه در رخ تست ای مه خجسته جمال

نگار سرو قد گلعذار پسته دهن

بت شکر لب بادام چشم مشکین خال

اگرچه ابروی خوبت به دلبری طاقت است

بر آفتاب جمال تو هست جفت هلال

مرا امید وصال تو چون ز باد هواست

نشان کوی تو میپرسم از نسیم شمال

خیال وصل تو دی در تصورم بگذشت

زهی تصور باطل زهی خیال محال

دل ارز شوق رخت ناله می کند چه عجب

فغان آتش سوزان بود ز آب زلال

رخت چو ماه تمام است کی بود نقصان

ز راه لطف اگر بنگرد به سوی کمال



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify