گنجور

شمارهٔ ۶۶۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ز رویم وقت کشتن می رود رنگ

که میترسم بگیر تیغ او زنگ

گذشت از خون من نارانده شمشیر

چه حکمت بود پیش از آشتی جنگ

به بازی گل زدم ناگه برو گفت

چرا بر شاخ نازک میزنی سنگ

چو بوسی میدهی باریه روانتر

که دارم با دهانش فرصتی تنگ

سگم می خواند و می خواهدم عذر

سگی باشم اگر دارم ازین ننگ

به من هر غم کرو آید رود آه

به استقبال او تا نیم فرسنگ

کمال از دل نیاری ناله بیرون

که رسوائیست چون خارج شد آهنگ



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید