گنجور

شمارهٔ ۶۶۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ز حسرت خاک شد این چشم غمناک

به خاک ار پا نهی باری برین خاک

نکر آموخت آن چشم از تو شوخی

چه زود استاد شد شاگرد چالاک

معلقها زند از شادی آن صید

که آویزی پس از بسمل به فتراک

چو از رخ خوی به دامن پاک سازی

شود پاکیومتر آن دامن پاک

ز شبگردی چه ترسم بار در چشم

ندارم روز روشن از عسس پاک

به مرگ محتسب کم خور دل غم

به مقدار مصیبت جامه زن چاک

کمال از خس شپارد کمترت دوست

مگر در دوستی افتاد خاشاک



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید