گنجور

شمارهٔ ۶۲۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به مطرب شبه چه خوش میگفت چنگش

خوشا می کز لب ساقیست رنگش

چو ساغر رفته بود از دست مطرب

به صد تصنیف آوردم به چنگش

چه بیم از محتسب بیمم ز شیشه است

که می ترسم برآید پا به سنگش

دهان تنگ و چشم تنگ دارد

بود زین جن خوبی نگ نگش

جدلها کرد دی واعظ به یک مست

نمی افتد خطا هرگز خدنگش

شب و روزت کمال این می به کف باد

که گه آئینه خوانی گاه زنگش



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید