گنجور

شمارهٔ ۶۱۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل من طلبکار بار است و بس

ازین دل همینم به کار است و بس

شدم خاک و نگذشته بر من چو باد

ازو بر دل اینم غبار است و بس

به داغ فراموشیم ماند و رفت

از بارم همین یادگار است و بس

سر خود بر آن پای دارم مدام

همین دولتم پایدار است و بس

چه سودم ز سودای آن چشم مست

کزو بهرة من خمارست و بس

چه بندم بر آن وعده امید نیز

کو حاصل انتظار است و بس

مکن این همه دشمنی با کمال

که مسکین همین دوستدارست و پس



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید