گنجور

شمارهٔ ۵۷۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چراغ عمر ندارد فروغ بی رخ پار

کراس زهره که بیند طلوع انور یار

حدیث عشق مگو جز به رند باده پرست

که اهل زهد ندانند سر این اسرار

از علم زهد گذر دست از آن بیر و بشوی

که سر حجاب را تست مخامه خود دستار

تو گر ز مستی و هستی ز حمله بیخبری

بنوش جام می عشق تا شوی هشیار هزار

بروی دوست نه تنها من و تو حیرانیم

بلیل مستند اندر این گلزار

ز کوی عشق مرو سوی کعبه اسلام اضام

که هیچ کار نیاید ز صورت دیوار

اگر کمال بسوزد ز عشق نقصان نیست

به سوختن نرود زر سرخ را مقدار



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید