گنجور

شمارهٔ ۵۷۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

تو آن شاخ گلی ای شوخ دلبر

که آریست به آب دیده در بر

چو آن رخسار و بالا باغبان دید

ز گل برید و بر کند از صنوبر

به هر مسجد که آوردی تو قامت

ز حیرت گفت امام الله اکبر

برم پیش لب و زلف تو سجده

چو خواننده آبت و اللیل و کوثر

رخت ماه است اگر بینیمش این ماه

به چشم ما نباید ماه دیگر

حدیث قند گفتم با لبش گفت

ملولیم از سخنهای مکرر

نه آن دفتر که در وی طیباتست

خبیثانش فروشستی سراسر

کمال این گفته گر سعدی شنودی

فروشستی بگازرگاه دفتر

که چون آب سخن دید و روانی

سخن را پاک تر سازد سخنور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید