گنجور

شمارهٔ ۵۴۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هرگز ز زلف خویان بوی وفا نباید

گر تو شنیدی این بو باری مرا نیاید

مشتاق پای بوسم زآن بر سرم نباتی

منعم ز بیم خواهش پیش گدا نیاید

دی گفته ای به تحفه آرید سر بر این د

عاشق به سر بیابه آنجا اما به پا نیاید

پیش تو بهر نام است آمده شد رقیبان

دور از خدا، به کعبه بهر خدا نباید

گر خرمیم و خندان از عمر نشریم آن

روزی که از تو ما را درد و بلا نباید

عاشق نخواست دنی از دوست بلکه عقبی

حرص و لئیم طبعی از پادشاه نیاید

نطع کمال خوشتر از فرش پادشاهان

کز پوریای رندان بوی ریا نیاید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید