گنجور

شمارهٔ ۵۳۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

وصل او مانده چرا دولت دنیا طلبید

دولتی را که به از دینی و عقبی طلبد

دوستداران به جز از دوست خواهید ز دوست

که نباشد به ازو هر چه ازو میطلبید

می کنید از سر هستی هوس خاک درش

از پس خاک شدن جنت اعلی طلبید

پیش بالا و لب او خنکیهاست همه

سایه و آب که از کوثر و طوبی طلبید

نوش داروست لبش درد ندارید دریغ

چند شربت ز شفاخانه عیسی طلبید

پسر تربت مجنون چو بسوزید عبیر

شکر و عود ز خال و لب لیلی طلبید

دگر از میکده پرسید خبرهای کمال

تا کی اش بر سر سجاده تقوی طلبید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی