گنجور

شمارهٔ ۵۰۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما بکوی یار خود بخود سفر خواهیم کرد

سر بر رخ او هم به چشم او نظر خواهیم کرد

هر کسی از سرزمینی سر بر آرد روز حشر

از خاک آستانش سر بدر خواهیم کرد

جنگها داریم با زلفش ولی در پای او

باز اگر افتیم با همسر بر خواهیم کرد

گر سپر مانع شود نیری که بر ما افکند

بار دیگر جنگ سخنی با سپر خواهیم کرد

ناگهانی کز تو تشریف بلا کمتر رسد

زانای ناگهان هر یک حذر خواهیم کرد

شنو ای داناه حکایتهای ما دیوانگان

ورته ما از خود ترا دیوانه تر خواهیم کرد

ور به ما همراه خواهی شد ز خود بگذر کمال

زانکه ما از منزل هستی سفر خواهیم کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط