گنجور

شمارهٔ ۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از باد مکش طره جانانه ما را

زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را

آن شمه چگل گو که برقص آرد و پرواز

این سوخته دلهای چو پروانه ما را

کردند زبان آنکه به صد گنج فریدون

کردند بها گوهر یکدانه ما را

دیدند سرشکم همه همسایه و گفتند

این سیل عجب گر نبرد خانه ما را

دل گر چه خرابست ز غم چون تو درائی

آباد کنی کلبه ویرانه ما را

خواب خوش صبحت برد از دیده مخمور

شب گر شنوی نعره مستانه ما را

خواهد گله ها کرد کمال امشب از آن زلف

شبهای چنین گوش کن افسانه ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام