گنجور

شمارهٔ ۴۹۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گرمه به زمین باشد آن زهره جبین باشد

دوری طلبد از ماه نیز چنین باشد

نتوان طلب بوسی کرد از لب خندانش

حلوا نتوان خوردن هرگه نمکین باشد

بی ذکر دی نبود از باد دهانش دل

تا در خم ابرویش دله گوشه نشین باشد

زین خاک درم بادا رخ دور اگر روئی

چون روی من خاکی در روی زمین باشد

خط گرد بگره لب نقش دهنش پیدا

انگشت نما خانم از نقش نگین باشد

زین نکته که هست آن رو از خلد برین خوشتر

گر زلف نه پیچد و خال تو برین باشد

گفتار کمال ارزد هر بیت به دیوانی

یک نکته ازین دفتر گفتیم و همین باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام