گنجور

شمارهٔ ۴۵۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سرو سهی در بوستان چندانکه بالا می کشد

پیش قد و بالای او از سرکشی پا می کشد

گر دوستانرا می کشد خاطر به باغ و بوستان

هرجا که باشد بوی تو ما را دل آنجا می کشد

پیش رخ تو می کشد خط دانه دلهای ما

چندین هزاران دانه را موری بتنها می کشد

ننوشت کس در مکتبی بالاتر از باقوت خط

بالای با قوت او خطی بنگر چه زیبا می کشد

از موج اشک ار بنگری بگذشته دود سینه ها

دانی کزان به آه ما سر بر ثریا میکشد

شرمنده ایم از ناصح مشفق که در اصلاح ما

هم زحمت خود می دهد هم زحمت ما می کشد

زان غمزه هر تیری که دل آرد بدست از وی کشم

مسکین کمال از دست دل دایم ازینها می کشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام