گنجور

 
کمال خجندی
 

سروسهی به بستان گر سالها برآید

با قد دلربایان در حسن بر نیاید

صوفی ز ما بیاموز آئین عشقبازی

کز زاهد ریای این کار کمتر آبد

آن زلف عنبر افشان پیوسته باد درهم

کو از سیاهکاری سر در رخ تو سابد

آن زلف عنبر افشان پیوسته باد درهم

بادی و در تن ما جانی دگر فزاید

ای دل ز جام محنت چندان مباش غمگین

باشد که صبح دولت یک روز رخ نماید

مانیم و آستانت تا هست زندگانی

با سر نهیم آنجا با خود دری گشاید

می خور کمال و بشکن ناموس اهل تقوی

زیرا که نیکنامی با عشق راست ناید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شهریار مشکین در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

درود؛ در مصراع دوّم بیت دوّم باید «ریایی» باشد، نه «ریای»

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.