گنجور

شمارهٔ ۴۴۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند

توقیع حسن بر ورق یاسمین زند

مهریست نقش خاتم دولت که آفتاب

آنرا ز مهر عارضی نو بر زمین زند

حیف است اگر به خاک سر کویت ای صنم

رضوان دم از لطافت خلد برین زند

صورتگری که نقش تو بیند غریب نیست

گر خط نسخ در رخ خوبان چین زند

ای شاهدی که شهد لبان چون قند تو

صد بار طعنه بر شکر و انگبین زند

گرد از نهاد گوشه نشینان برآورد

ترک کمانکش تو چو تیر از کمین زند

تا کی کمال را هوس خاک پای تو

آبی ز دیده بر جگر آتشین زند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید