گنجور

شمارهٔ ۴۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر به جستن باف گشتی یار ما

غیر جویانی نبودی کار ما

گر شدی دیدار او دبدن به خواب

خواب جستی دیده بیدار ما

گر به داغش سینه زخمی بافتی

یافتی مرهم دل افگار ما

کس دوای ما و درد ما نیافت

چند می جوید طبیب آزار ما

جان و سر در حلقه سودای او

گر به هیچ ارزد زهی بازار ما

هر حکایت کز لب او می کنیم

بوی جان می آید از گفتار ما

بار چون بشنید گفتارت کمال

گفت مولانائی و عطار ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.