گنجور

شمارهٔ ۴۳۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زاهد باریک بین لبهای باریک تو دید

خواند اللهم بارک آندم و بر وی دمید

آنکه در خلوت ریاضتها کشیدی سالها

شد ز بویت مست و در میخانه ها ساغر کشید

صوفی ما می کند دیوانگیها در سماع

آواگر یک عاقلی می کرد و زین می میچشید

پارسا گر بنگرد آن ابروی شوخ از کمین

همچو چشمت بیش نتواند به محراب آرمید

تا توان انداخت خود را ناگهان در کوی دوست

همچو اشک گرم رو بسپار می باید دوید

امشب آن مه گر چو شمع از خانقه سر برزند

های و هوی صوفیان بر آسمان خواهد رسید

با دو صد لاف کرامت گر لبش بینی کمال

باز بفروشی بجا می خرقه صد بایزید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام