گنجور

شمارهٔ ۴۳۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

روی تو دیدم سخنم روی داد

از آینه طوطی به سخن در فتاد

صوفیم و معتقد نیکوان

کیست چو من صوفی نیک اعتقاد

خانه چشمم که خیالت دروست

جز به تماشای تو روشن مباد

از آمدنت رفت خبر در چمن

سرو روان جست و به پا ایستاد

مه که نهادی کله حسن کج

روی تو دید آن همه از سر نهاد

ای که فراموش نیی هیچ وقت

وقت نشد کاوری از بنده باد

یاد کن از حالت آن کز کمال

پرسی و گوینده ترا عمر باد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید