گنجور

شمارهٔ ۷۸ - وصف پائیز و مدح سیف الدوله محمود

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید
 

باد خزان روی به بستان نهاد

کرد جهان باز دگرگون نهاد

شاخ خمیده چو کمان برکشید

سر ما از کنج کمین برگشاد

از چمن دهر بشد ناامید

هر گل نورسته که از گل بزاد

شاخک نیلوفر بگشاد چشم

بید به پیشش به سجود ایستاد

قمری از دستان خاموش گشت

فاخته از لحن فرو ایستاد

باد شبانگاه وزید ای صنم

باده فراز آر هم از بامداد

جوی روان سیمین گشته ز آب

برگ رزان زرین گشته ز باد

باده فراز آرید ای ساقیان

همچو دو رخساره آن حورزاد

شعر همی خوانید ای مطربان

رحمت بر خسرو محمود باد

شاه اجل خسرو گردون سریر

سیف دول خسرو خسرونژاد

آن که بدو تازه شده مملکت

وانکه بدو زنده شده دین و داد

آنکه به گه کوشش چون روستم

آنکه به گه بخشش چون کیقباد

آنکه چنو دیده عالم ندید

وانکه چنو گردش گردون نزاد

کرد چه کردی نکند هیچ کرد

راد چو رادی نکند هیچ راد

شاهان باشند به نزدیک او

راست چنان چون به بر باز خاد

آن که چو جام می بر کف نهند

شاهان از نامش گیرند یاد

حمله او کوه ز جا برکند

ور بودش ز آهن و پولاد لاد

این شه و شاهی ز تو با رسم و فر

وی ملک و ملک ز تو با نهاد

تا به جهان اندر شاهی بود

جان و دلت باد همه ساله شاد

هر که تو را دشمن بادا به درد

وآن که تو را دوست به شادی زیاد

هر چه بگویم ز دعا کردگار

دعوت من بنده اجابت کناد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.