گنجور

شمارهٔ ۴۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

کعبه کویش مراد است این دل آواره را

با مراد دل رسان بارب من بیچاره را

دل دران کو رفت و شد آواره من هم می روم

تا ازان آواره تر سازم دل آواره را

در میان خار و خارا گر تونی همراه من

گل شناسم خار را دیبا شمارم خاره را

گر از آن دامن باین درویش اصلی می رسد

پاره ای می دوختم این جان" پاره پاره را

سوی زلفش رفتم و دیدم که دربند دلست

جز من شبرو که داند مگر این عباره را

پیش ناهن چه حاصل ذکر پردازی کمال

دانه گوهر چه ریزی مرغ ارزن خواره را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سهیل نوشته:

درود
در میان خار و خارا گر تویی همراه من…
فکر میکنم درستتر هست

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام