گنجور

شمارهٔ ۳۴۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید

یعنی به می فروشان این ماجرا که گوید

پیر مغان دهد می با ما و شیغ نوبه

طالب بگو ارادت زین هر دو با که گوید

خود بین هنر شناسد عیب خداشناسان

امروز عیب رندان جز پارسا که گوید

گر چنگ پیش ننهد پانی به دلنوازی

سوی شرابخانه ما را صلا که گوید

دلبر مگر به عاشق دشنام داد ور نی

بی مرحمت کسی را چندین دعا که گوید

گونی مرا رقیا هستم سنگ در او

این نام آدمی را زیبد ترا که گوید

از زاهدی برندی کردی کمال توبه

جز پاکباز قادره ترک دعا که گوید

بعد از تو از فرینان در قرنها ازینسان

شعر تر مخیله سر تا پا که گوید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید