گنجور

شمارهٔ ۳۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دوش از در میخانه بدیدیم حرم را

می نوش و ببین قسمت میدان کرم را

فرمان خرد بر دل هشیار نویسند

حکمی نبود بر سر دیوان قلم را

ای مست گر افتی به سر تربت شاهان

مشتاق لب جام بیابی لب جم را

پای ستم از ساحت جان گرد بر آورد

بنشین و به می باز نشان گرد ستم را

چنگت خبر راه طرب داد و ز پیران

بشنو سخن راست مبین پشت به خم را

در شیشه گر از باده کمی هست غمی نیست

لیکن غم بسیار بود دولت کم را

صبح است کمال و می و آواز خوش نی

برخیز غنیمت شمر این یک دو سه دم را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام