گنجور

شمارهٔ ۳۱۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

اگر تو فخر نداری بدلقه گرد آلود

ایاز خاص نباشی به حضرت محمود

هر آنکه خلعت سلطان عشق در پوشد

به حله های بهشتی کجا شود خوشنود

برنگ خرقه ازین رقعه بوی دردی نیست

چو درد عشق نداری لباس فقر چه سود

ز طیلسان سیه کس بساط قرب نیافت

جز آنکه نیرگینی در گلیم بخت افزود

جو مرد راه شدی بگذر از سرو دستار

که شاه عشق به مردان خود چنین فرمود

ز نیک و بد نتوان رست تا خرد باقیست

که جامعه از کف هشیار مشکل است ربود

ز هرچه عرض کننده از مقام دینی و دین

کمال خواه که آنست غابت منصور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید