گنجور

شمارهٔ ۲۷۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست

در پرت دل هست اگر در آستینت سنگ نیست

صبر باید کردنم بر اشک سرخ و روی زرد

چون ز باغ وصل گلرویان جز اینم رنگ نیست

با غم رویت خوشم در محنت آباد جهان

از هوای گل قفس بر عندلیبان تنگ نیست

سهل باشد پیش آن عارض خط زنگاریش

آب چون بی نیرگی و آینه بی رنگ نیست

می کنند بر نه فلک آهنگ رفتن ناله ام

در میان پرده ها زین تیزتر آهنگ نیست

ای که ترک مجلس رندان کئی آئی بوعظ

گرنصیحت بشنوی خوشتر ز بانگ چنگ نیست

آن دهان تنگ پنگر پرز گفتار کمال

آنکه باشد قند مصرش زین شکر در ننگ نیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید