گنجور

شمارهٔ ۲۶۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مقام عشق تو هر چند منزل خطر است

فدای بکر مویت گرم هزار سر است

چه حالت است که بردیم گنج و رنج نبود

بگوی دوست مگر بخت نیک راهبر است

ر است هدیه این رو به اولین قدمی

مقیم کوی سلامت به مرد این سفر است

نظر بدلت ملمع مکن که زیر گلیم

نشان صورت پوشیدگان حق دگر است

کسی که ره به خرابات هوشمندان برد

بدور چشم تو گر مست نیست بیخبر است

بیا و بر سر چشم به سلطنت بنشین

که سرو بر طرف جویبار خوبتر است

اگر کمال ز لعل لب تو جوید کام

عجب مدار که سودای طوطیان شکر است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید