گنجور

شمارهٔ ۱۵۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل صفه خال تو با زلف گفت

دانه در در شب تاریک سفت

سرو قدت راست چمن سرو راست

کس سخن راست نیارد نهفت

تا نرود گرد به هر دیده حیف

دیده درت آب زد آنگه برفت

ناله من خواب شبت برد و آه

چون نکنم ناله که چشمم نخفت

بیدق خال تو نرانده هنوز

طره کج باز دو رخ برد مفت

ای دل اگر سروریت آرزوست

چون سر زلفش به قدمها بیفت

هر که شنید از سخنان کمال

سلمه الله و أبقاه گفت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید