گنجور

شمارهٔ ۱۵۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل سختت به سندان سخت بارست

دهانت را میان بس راز دارست

به آن خاک قدم جان همنشین است

به آن چاه ذقن دل یار غارست

ز بار جور و بار غم نترسم

من و آن آستان چندانکه بارست

چو بر گل میخرامی پا نگه دار

که گل را بیشتر زحمت ز خارست

به طاق ابروان در رشته کاریست

سر زلفت ولی رخ ساده کارست

که بست آن نقش عارض آفرین باد

که آب دست در وی آشکارست

کمال از گفته خود هرچه داری

تخلص های تو بس آبدارست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید