گنجور

شمارهٔ ۱۴۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل در طلبت حیات جان یافت

جان از تو بقای جاودان یافت

گم کرده نام و ننگ و هستی

تاجست ز نو نشان نشان یافت

در کنه تو خاطر بقین جوی

خود را عجمی تر از گمان یافت

عقل این قدر از حریم وصلت

دریافت که در نمی توان یافت

دریافت نرا هر آنکه خود را

سر بر در و رخ بر آستان یافت

طالب به دو دیده نقش او بست

مطلوب چو عین شد عیان یافت

در خاک طلب کمال شاباش

در جستی و صد هزار کان یافت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید