فرخنده شبی نشسته بودم
در بر رخ غیر بسته بودم
از نیک و بد جهان گذشته
وز باده فکر مست گشته
تا درنگرم ز راه بینش
کز چیست نظام آفرینش
مقصود چه بود از آنکه آدم
شد مظهر سر اسم اعظم
جان از چه حیات جاودان یافت
تن بهر چه خلقت روان یافت
سرگشتگی سپهر از چیست؟
تاب مه و سوز مهر از چیست؟
از چیست مدام مستی می
وین غلغل چنگ و نالۀ نی
داغ از چه نهاد لاله بر دل
سرو از چه بماند پای در گل
گل پیرهن از چه میکند چاک
وز بهر چه شد بنفشه غمناک
گریان ز چه گشت ابر آزار
نرگس همه شب چراست بیدار
القصه درین خیال بودم
باخویش درین مقال بودم
دل کآینۀ جمال شاهیست
گنجینۀ حکمت الهیست
گفت این همه مست جام عشقند
چون مرغ اسیر دام عشقند
عشق است نظام کار عالم
بر عشق بود مدار عالم
کونین چو جسم و عشق جان است
در دانۀ بحر لامکان است
عکسی ز جمال ذوالجلال است
طغرای مثال لایزال است
دل چون به زبان حال بر من
این نکته عشق کرد روشن
بنمود مرا رهی کزان راه
گشتم ز رموز غیب آگاه
خوردم ز شرابخانۀ عشق
جامی ز می مغانۀ عشق
زین باده چو جرعهای چشیدم
سر قدم آشکار دیدم
آزاد شدم ز هستی خویش
وز بند هواپرستی خویش
دانای رموز غیب گشتم
گنجور کنوز غیب گشتم
چون بر من بیقرار شیدا
این سر نهفته شد هویدا
از عالم غیب منهی راز
درداد به گوش جانم آواز
کای محرم سر عشقبازی
مشمار حدیث عشقبازی
بگشای در خزینۀ نظم
در بحر فکن سفینۀ نظم
در جستن گوهر معانی
سعیی بنمای تا توانی
اعجاز سخنوری عیان کن
وز عشق حکایتی بیان کن
از غیب چو این ندا شنیدم
تدبیر قبول حکم دیدم
جستم ز ضمیر خویش یاری
بستم کمر سخنگزاری
در نظم کشیدم این جواهر
کآمد به کفم ز بحر خاطر
در پردۀ دل ندای عشاق
بنواختم از برای عشاق
یعنی که ز عشق داستانی
گفتم به لطیفتر بیانی
تا ماند از آن به هر دیاری
از ابن عماد یادگاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، فرخنده به تفکر و تأمل دربارهی جهان و وجود آدمی میپردازد. او به سوالاتی دربارهی هدف آفرینش، نوعی عشق در زندگی، و رازهای غیب فکر میکند. او در مییابد که عشق، نیرو و مرکز نظم جهان است، و تمام موجودات به نوعی در پی این عشقاند. پس از نوشیدن شراب عشق، او به شکل جدیدی از آگاهی و آزادی نسبت به خود دست مییابد. در نهایت، او تصمیم میگیرد داستانی از عشق را به صورت هنری بیان کند تا دیگران نیز از آن بهرهمند شوند. کاملاً حس عمیق عشق و زیبایی در این شعر به وضوح مشهود است.
هوش مصنوعی: در شبی خوشحال و شاداب، نشسته بودم و به چهره کسی دیگر نگاه میکردم.
هوش مصنوعی: انسان از خوبیها و بدیهای دنیا عبور کرده و تحت تأثیر تفکر و تفکر عمیقش به حالت ورطۀ مستی رسیده است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که از طریق بینش و دیدگاه خودم به بهشت و زیباییهای آفرینش نمینگرم، هرگز نمیتوانم به عمق و حقیقت وجودی این نظام پی ببرم.
هوش مصنوعی: منظور چه بود از اینکه آدم به عنوان نماد و مظهر بزرگترین نام الهی تبدیل شد؟
هوش مصنوعی: جان چرا زندگی ابدی پیدا کرد و بدن برای چه به وجود آمد تا روح داشته باشد؟
هوش مصنوعی: سؤالی دربارهی ناامنی و آشفتگی آسمان و همچنین درخشش و گرمای خورشید مطرح شده است. به دنبال دلیل و منبع این ناپایداریها و زیباییهای آسمانی هستیم.
هوش مصنوعی: همواره به چه دلیل هستی در حال مستی از شراب و صدای موسیقی چنگ و نای را میشنوی؟
هوش مصنوعی: چرایی گدازش و درد لاله را در دل بدانید، و این که چرا سرو به رغم زیباییاش همچنان در گل مانده است.
هوش مصنوعی: چرا گل لباسی را پاره کرده و چه سبب شده که بنفشه غمگین باشد؟
هوش مصنوعی: ابر با خود غمی به همراه دارد که نرگس را آزار میدهد و به همین دلیل همه شب بیدار و در اندیشه است.
هوش مصنوعی: در این اندیشهام بودم که با خودم در این موضوع صحبت میکردم.
هوش مصنوعی: دل مانند آینهای است که زیبایی سلطانی را نشان میدهد و خزانهای از دانش و حکمت الهی به شمار میرود.
هوش مصنوعی: گفت این افراد که به شدت در عشق غرق شدهاند، همانند پرندگانی هستند که در دام عشق گرفتار شدهاند.
هوش مصنوعی: عشق، اساس و پایهای است که همه چیز در جهان بر آن بنا شده است و همه چیز در دور عشق میچرخد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که جهان مادی (کونین) به مانند جسم است و عشق به عنوان روح آن محسوب میشود. در واقع، عشق به نوعی موجودیت و معنای عمیقتری به این دو جهان میبخشد، همانطور که در دانهای از دریا، وجودی از نامحدود و بیکرانی نهفته است.
هوش مصنوعی: تصویری از زیبایی بیپایان و شگفتانگیز وجود دارد که نماد جاودانگی است.
هوش مصنوعی: دل وقتی با حال و زبان خودم من را آگاه کرد، از عشق این نکته به وضوح روشن شد.
هوش مصنوعی: سفارشی به من راهی نشان داد که از آن مسیر، به اسرار پنهان پی بردم.
هوش مصنوعی: از میخانه عشق، جرعهای نوشیدم که مربوط به عشق مغان است.
هوش مصنوعی: وقتی جرعهای از این شراب نوشیدم، قدمگذارى را واضح و آشکار مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: من از وجود خود و از قید و بندِ خواستههای دنیویام آزاد شدم.
هوش مصنوعی: من به دانشی دست یافتهام که پردههای اسرار را میزاید و رازهای نهفته را برایم نمایان میکند.
هوش مصنوعی: وقتی حالت بیقراری و شیداییام افزون شد، راز درونم به روشنی ظاهر گردید.
هوش مصنوعی: از دنیای پنهان و ناشناخته، رازهایی به من انتقال یافته و صدایی به گوش جانم رسیده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که به راز عشق آگاهی، هرگز از عشق و بازیهای آن سخن نگو.
هوش مصنوعی: دروازهای به دنیای شعر و ادب بگشای و تلاش کن تا کشتی نظم را در اقیانوس ادبیات به حرکت درآوری.
هوش مصنوعی: برای پیدا کردن ارزشهای عمیق و معانی ناب تلاش کن تا جایی که میتوانی.
هوش مصنوعی: توانایی شگفتانگیز سخنوری خود را نشان بده و از عشق داستانی را روایت کن.
هوش مصنوعی: وقتی ندا و پیامی از عالم غیب به گوشم رسید، درک کردم که باید با حکمت و درایت به این موضوع واکنش نشان دهم.
هوش مصنوعی: از خودم یاری خواستم و کمر به گویندگی و بیان حقیقت بستم.
هوش مصنوعی: در نظم و شعر، این گنجینه را به دست آوردم که از دل و فکر خودم برآمده است.
هوش مصنوعی: در دل خود برای عاشقان نغمهای سرودم.
هوش مصنوعی: من داستانی از عشق را با زیبایی و لطافت بیان کردم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از ابن عماد یادگاری باقی بماند، در هر جا که برویم، از او یاد میکنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.