گنجور

شمارهٔ ۱۲۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خطت سبز و لبت مشک و گلاب است

دهانت ذره رویت آفتاب است

تو گنج حسن و بس خانه دل

که از شوق چنین گنجی خراب است

دل من بی به روی تو سوزان

چو کتان از وجود ماهتاب است

شبی کان آستان بالین من نیست

چه جای بستر و چه جای خواب است

برو ناصح مترسان از عذابم

که دیدار تو ما را خود عذاب است

بحمد الله ندارم دامن تر

اگر بر خرقهام داغ شراب است

کمال آن خاک در از گریه تر ساز

که در باران امید فتح آب است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید