گنجور

شمارهٔ ۱۰۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است

وین کار خرابی همه از حب شراب است

جانم به عذاب است ز مخموری دوشین

ساقی قدحی ده که در آن عین ثواب است

چون میگذرد عمر سبک رطل گران ده

وین چرخ گران از پیما چون به شتاب است

زاهد که شود غره به زهدی که ندارد

آن زهد فریبنده او نقش سراب است

وانکس که بود عاشق و بی باک و قلندر

مقصود حقیقیش ز می رفع حجاب است

ای پیر اگر عهد نو در عشق شکستیم

مشکن دل احباب که این عین شباب است

ای خفته بیدرد نبینی که همه شب

مائیم نظر باز و ترا دیده به خواب است

گویند که نقصان کمال است که دایم

جویای شراب است و کباب است و رباب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام