در چمن گل چو حدیث تو شنیدن گیرد
بر سر شاخ دل غنچه طپیدن گیرد
آب چون موج به هر سوی دویدن گیرد
در گلستان چو نسیم تو وزیدن گیرد
چشم نرگس به سر سبزه پریدن گیرد
گر لبت میل سوی باده بی غش سازد
جام را در نظر خلق پریوش سازد
خویش را عکس چو پروانه بلاکش سازد
چون رخت آئینه را خرمن آتش سازد
هر طرف سوخته یی آه کشیدن گیرد
تندخویی که مرا ریخته آتش به وطن
به صد افسانه و افسون نشود یار سخن
نیست او را جز از حال دل خسته من
در دلش سوز نهانم شود آن دم روشن
کز شب تیره غم صبح دمیدن گیرد
سینه ام آرزوی ناوک مژگان دارد
در تنم جان هوس خنجر جانان دارد
همچو بلبل همه شب ناله و افغان دارد
بی قراری دل از آن زلف پریشان دارد
مرغ در دام چو افتاد طپیدن گیرد
سیدا در سرت افتاده تمنای وصال
عمر خود صرف مکن در پی این امر محال
با چنین حال خراب و به قد همچو هلال
آصفی چند روی در پی این طرفه غزال
کس ندیدیم که آهو به دویدن گیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه میپردازد. او با بیان تصاویری از طبیعت، همچون چمن و گل، حال و هوای دل را که از عشق و هجران پرشور است، نقل میکند. حسرت وصال معشوق و تأثیرات آن بر دل و جان شاعر به وضوح نمایان است. او به تلخی روزگار و سختیهای عشق اشاره دارد و به تأمل در وضعیت خود در جستوجوی معشوق میپردازد. در نهایت، شاعر به ناامیدی از دست یافتن به این عشق اشاره میکند و از تلاش بیفایده برای جلب توجه معشوق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی در گلزار، صحبت از تو به میان آید، غنچهی دل بر روی شاخهها به تپش درمیآید.
هوش مصنوعی: آب مانند موج به سمتهای مختلف حرکت میکند و در باغ گل، مانند نسیمی ملایم و آرام جریان پیدا میکند.
هوش مصنوعی: چشم نرگس به سمت سبزه میافتد و به آن توجه میکند.
هوش مصنوعی: اگر لبهای تو به سمت شراب بیغل و غش حرکت کند، در نظر مردم چهرهای زیبا و دلربا از خود به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر انسان خود را مانند پروانهای بیپروا و عاشق بسازد، در این صورت، زیبایی و جذابیتی که دارد میتواند مانند آینهای، دلها را به آتش عشق و شوق درآورد.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه کنی، زخم و درد و سوختگی وجود دارد و همه با حسرت و اندوه نفس میکشند.
هوش مصنوعی: آدم تندخو و خشمگینی که برای وطنم مشکلاتی به وجود آورده، هرگز با داستانها و جادوها نمیتواند دوستی پیدا کند.
هوش مصنوعی: او هیچ احساسی ندارد جز اینکه دل خسته من در دلش آتش نهانی دارد که در آن زمان روشن میشود.
هوش مصنوعی: از دلشب تاریک غم، روشنایی صبح سر برمیآورد.
هوش مصنوعی: دل من آرزوی نگاه زیبای محبوب را دارد و در وجودم عطش و اشتیاقی به عشق و زیبایی او وجود دارد.
هوش مصنوعی: همچنین که بلبل در تمام شب نوای ناله و افسانه سر میدهد، دل من نیز به خاطر آن موهای آشفته شما بیقرار است.
هوش مصنوعی: وقتی پرندهای در دام گرفتار میشود، شروع به struggle و تلاش برای رهایی میکند.
هوش مصنوعی: به تو میگویم که در دل خود آرزوی وصال کسی را نپروران، چون این خواسته در نهایت به ناکامی خواهد انجامید و وقتت را برای چنین چیزی تلف نکن.
هوش مصنوعی: با این وضعیت نابسامان و قیافهای به مانند هلال ماه، چرا به دنبال نازکبدنی هستم که شبیه غزال است؟
هوش مصنوعی: هیچکس را ندیدهایم که آهو شروع به دویدن کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.