گنجور

شمارهٔ ۱۰۵۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گفتم ای سیم ذقن گفت کرا می گوئی

گفتم ای عهد شکن گفت چها می گوئی

گفتم ای آنکه نداری سر یک موی وفا

گفت معلوم شد اکنون که مرا می گونی

گفتم ای جان ز دل سخت نو فریاد مرا

گفت با ما سخن سخت چرا می گونی

گفتم آن زلف پریشان تو با مشک خطاست

تا چند پریشان و خطا می گونی

گفتم از باد نسیم تو شنیدن چه خوشست

گفت تا کی سخن از باد هوا می گونی

گفتم از دست دل خود به ملاکم راضی

گفت این خود ز زبان و دل ما می گونی

گفتمش کی رسد از بخت پیامی به کمال

گفت آن روز که از ماش سلامی گونی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید