گنجور

شمارهٔ ۱۰۲۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل شیشه ایست جای خیال تو ای پری

کردی پری به شیشه همین است ساحری

پیوسته در برابر چشمم نشسته ای

آری مرا به چشم جهان بین برابری

در پرده های چشم خیالت مصور است

چشم بد از تو دور که روح مصوری

از بس که دوش بر در تو دیده در فشاند

بستیم حلقه گرد درت از در دری

بر رهگذارت از مژهای اشک خار هاست

هان تا به ره نهایتی و نیز بگذری

راضی نیی که قدر من افزاید ای رقیب

زآن روی هرگزم سگ آن کوی نشمری

یگر مجری متزلت و قدر خود کمال

این منزلت بس است که بر خاک آن دری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.