گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

تو چشم آنکه حق بینی نداری

وگر نه هرچه بینی حق شماری

مکن بب غریق ای زاهد خشک

کزین دریا تو چون خس در کناری

از احوال درون دردمندان

چگویم با تو چون دردی نداری

ز ابرویش چه روی آری به محراب

نماز ناروا تا کی گزاری

دلا از ما بگو با چشم گریان

چو با عنایت کرد باری

نثار خاک آن دراز در و لعل

به بار ای کان گوهر تا چه داری

کمال آن خاک نعلین ار کنی تاج

از درویشی بشاهی سر برآری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن