دلا غم یار ما شد دل به جا دار
که او را یافتم یار وفادار
طریق باده نوشی گرچه جرم است
بنوش و چشم رحمت از خدادار
تو را ای سرو بالا خود که آموخت
که این بیچاره را چندین بلا دار
خطت را جان اگر مشگ ختا گفت
خطایی گفت تو بر جان ما دار
گذشتی دی به باغ و گشت شمشاد
به صد جان سرو قدت را هوادار
خیالش جز دل ما ای خیالی
ندارد جای دیگر دل به جادار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و دلبستگی خود به یاری وفادار میپردازد و غم دلش را ناشی از دوری او میداند. او با اشاره به لذتهای بادهنوشی، بر این باور است که اگرچه ممکن است این کار گناه باشد، اما از آن مینوشد و به لطف خداوند امیدوار است. شاعر به زیبایی و بلندی قامت یارش اشاره کرده و از او میخواهد که به درد و رنجهایش توجه کند. همچنین او از خیالی که در دل دارد میگوید؛ خیالی که تنها در دل او جا دارد و در جای دیگری نیست.
هوش مصنوعی: ای دل، غم از دست دادن یار بر خود نگیر، چرا که او را پیدا کردم و یاری وفادار است.
هوش مصنوعی: راه نوشیدن شراب هرچند که گناه است، پس بنوش و از خداوند طلب بخشش کن.
هوش مصنوعی: ای سرو بلند، چه چیزی به تو یاد داده که این بیچاره را اینقدر دچار درد و رنج کردهای؟
هوش مصنوعی: اگر خطی که نوشتهای زیباست و عاشقانه، اگر کسی آن را نقصی ببیند، به او بگو که این نقص فقط خطای اوست و تو همچنان بر دل ما جای داری.
هوش مصنوعی: یک روز از کنار باغ عبور کردی و درخت شمشاد با هزاران جان، قد بلند تو را مینگریست و ستایش میکرد.
هوش مصنوعی: این خیال تو فقط در دل ما جا دارد و در جای دیگری برای خود دل ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از آن پیمان وزان سوگند یاد آر
کجا کردی و خوردی پیش دادار
به تلخی جان چنان داد آن وفادار
که شیرین را نکرد از خواب بیدار
که عبدالله را گوی ای وفادار
مباش این درد را آخر روا دار
که چون پروانه اش گردد هوا دار
نهد از پردهٔ دل داغ دیدار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.