گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

اردشیر در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۶ نوشته:

با سلام
وقتی در حیات خویش به واقعیتها پی نبریم ایا توقع داریم به اسرار پس از مرگ پی ببریم بر اساس نوشته های دهخدا این شعر به شکل زیر نیز در برخی نسخه ها امده است
دل سر حیات نی کماهی دانست وز مرگ نه اسرار الهی دانست
کماهی در فرهنگ عمید به معنی همچنانکه هست اعلام شده است

 

کیارش در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۲ نوشته:

ممنون اردشیر خیلی خوب بود

 

سهیل قاسمی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۰ نوشته:

به کنایه می گوید که آدمی که در باره ی زندگی و اسرار حیات چیز ها را آن گونه که هست نمی داند، نمی تواند در باره ی اسرار الهی مرگ چیزی بداند!
در بیت دوم هم همین مفهوم را به کنایه تاکید می کند که «الان که عقلت سر ِ جاشه چیزی حالیت نیست! فردا که دیگه توخودت هم نیستی چه می خوای بفهمی مثلن!؟»

 

رهگذر در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ نوشته:

جقدر زیبا خیام وادار میکند که آدم به خودشناسی بپردازد که پی بردن به اسرار خلقت از خودشناسی حادث خواهد شد . خیام بزرگ ترین فرصت را برای بشر برای متعالی شدن در این میبیند که خالق او را در این قالب در زمین قرار داده است و این غنیمت عمر را بسیار گرانبها میشمارد ...بشریت همه خوب میدانند خوبی هایشان چیست و بدیهایشان ...خیام چنان با ظرافت سعی کرده باعث شود هر اهل تفکری دیوار انکارش راجع به حقایق هستی و خلقت بشکند و با خود صادق شود که شاید این هنر را نادر کسانی تجربه کرده یا کنند...انگار خیام چنان خودش را از هر نارسایی که باعث شود پیامهای خالق را دریافت کند هر روز و هر لحظه سعی میکرده پاک کند دقیقا مانند یک گیرنده قوی عمل میکرده ...از شعرهای خیام چنان برمیآید که رنج بسیاری را تحمل میکرده و یکسره تلاش میکرده خودش به خودش امید بدهد و یک لحظه مغز بدون سوال نبوده....

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۲ نوشته:

عبارت درست مصراع چهارم چنین است:
فردا که زخود شوی چه خواهی دانست
به ز آن نبُدی که اندر این دیر خواب
نه آمدمی نه بُدمی نه شدمی

 

محمد در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۲ نوشته:

یکی از ویژگی اشعار خیام واضح بودن معنای آنهاست.نمیدونم برخی از جمله اقای رهگذر چه اصراری دارند تفسیر به رای کنند و معنای رباعیات خیام را در قالب اصطلاحات مذهبی و عرفانی استخراج کنند.نهیلیسم بودن و جبرگرا بودن خیام کاملا واضح و روشن است. چرا دوست دارید اشعار خیام را هم تحریف و تاویل به مسائل عرفانی کنید.

 

الهه در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۹ نوشته:

چقدر زیبا و هوشمندانه میگه ما همین یک جان و جهان رو داریم و وقتی بمیریم آگاهی ما از بین میره و زندگی به پایان خودش می رسه و آخرتی نیست !

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.