گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ به خوانش داوود ملک زاده
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
خیام

* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری،

گفتم: نکنی ز رفتگان اِخباری؟

گفتا، می خور که همچو ما بسیاری،

رفتند و کسی بازنیامد باری!

عمعق بخاری

با یارم اگر نیست ره دیداری

آرید ببالین منش یک باری

تا گر من خسته دل نبینم رویش

او خسته خویش را ببیند باری

عطار

تا کی بینم به هر دمی تیماری

تا چند کشم به هر زمانی باری

چون عمر شد و ز من نیامد کاری

آخر در گیرد این نفس یکباری

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه