گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۴۲

 
خیام
خیام » رباعیات
 

قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن

با نان جوین خویش حقا که به است

کالوده و پالوده هر خس بودن

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا نوشته:

طفیل به معنای انگل و سربار ومهمان ناخوانده است و کوچک مردی بوده عرب که هر گاه گروهی به مهمانی میرفته اند نا خوانده همراه میشده

👆☹

ولگرد نوشته:

طبق تصحیح محمد علی فروغی مصراع آخر بدین گونه است: “کالوده به پالوده هر خس بودن”.

👆☹

مهبد نوشته:

باستانی پاریزی در مقدمه ی رباعیات اوحدین کرمانی این رباعی را به اوحدین کرمانی نسبت می دهد .
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن / به زانکه طفیل خوان ناکس بودن
با قرص جوین خویشتن بهتر از آن / کالوده ی پالوده ی هر خس بودن

👆☹

احمد نیکو نوشته:

متن صحیح شعر بدین شرح می باشد:
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن

با نان جوین خویش حقا که به است

کالوده به پالوده هر خس بودن
” پالوده یک نوع فالوده می باشد که در زمان قدیم با همان مواد فالوده اما با دانه های درشت ترتهیه می کردند”

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.