الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکلها
بود درمانده و پا بسته، ای حلال مشکلها
اگر نه خامه مانی ز فیضت رشحهریز آمد
کجا یک قطره شبنم ریختی بر چهره گلها
وگرنه بر گلستان پرتو حسنت زدی عکسی
که در وی میشنیدی بانگ واویلای بلبلها
به تقدیر ار نبودی دست تقدیر جهانآرا
که را در خود بدی مشاطگی زلف سنبلها
به یک جلوه ز روی ماه کنعنانی درافکندی
ز شهرستان مغرب تا به مصر آواز غلغلها
جمالی را که نه آرایش از عکس رخت گیرد
چه سود از خط و خال و غازه و زیب و تجملها
به داد خالد بیچاره درمانده رس یا رب
که دارد قلزم جودت بسی چون او به ساحلها
به یک جنبش ز برق لامع نور قدیم جود
به لطفش وارهان از گردش دور تسلسلها


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از الهی میخواهد که به درد دلش گوش دهد و از دام کاکلهای زیبای معشوق رهایی یابد. او به زیباییهای طبیعت و گلها اشاره میکند و از قدرت الهی در خلق این زیباییها سخن میگوید. شاعر بر این باور است که جمال حقیقی فراتر از ظاهر و زرق و برق است و تنها با لطف الهی میتوان از درد و سختیها نجات پیدا کرد. در پایان، او از خداوند درخواست میکند که به او کمک کند و او را از مصائب رهایی بخشد.
هوش مصنوعی: خدای من، تا چه زمانی دل من در دام کمند محبت گرفتار است و درمانده و اسیر باقی میماند؟ تو ای کسی که میتوانی مشکلات را حل کنی.
هوش مصنوعی: اگر تو از لطف خود، ذرهای از امتیازت را ندهی، از کجا میتوانی یک قطره شبنم بر روی صورت گلها بریزی؟
هوش مصنوعی: اگر نه اینکه بر درختان گل، نور زیبایی تو تابید، تصویری خلق شد که در آن، صدای نالیدن بلبلها را میشنیدی.
هوش مصنوعی: اگر تقدیر و سرنوشت وجود نداشت، جهانی که زیباست، چه کسی را میتوانست در خود بپروراند تا موهای زیبای سنبلها را آرایش کند؟
هوش مصنوعی: با نمایشی از چهرهی زیبا و دلربای تو، جاذبهای از سمت غرب به مصر گسترش یافته و صدای آوازها و نغمهها در فضا پخش شده است.
هوش مصنوعی: زیبایی که به خاطر چهرهاش خود را نشان نمیدهد، چه فایدهای دارد که به خط و خال و آرایش و زیباییهای دیگر توجه کنیم؟
هوش مصنوعی: خداوندا، به کمک خالد بیچاره و درمانده برس که مانند او人 که در کنار دریاهای بخشش و بزرگواری قرار دارد، به کمک او نیاز داریم.
هوش مصنوعی: با یک حرکت سریع و درخشان، نور قدیم بخشندگی به لطفش ما را از چرخش مداوم زمان رهایی بخشیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم
[...]
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها
مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری
که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها
دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه
[...]
بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
مرو کز اشک مشتاقان به خون آغشته منزلها
به تقصیر وفا عیبم مکن، کز آب چشم من
هنوز اندر رهت تخم وفا میروید از گلها
گر از گردون ملالی باشدت، بر عشق املا کن
[...]
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی
که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیمایی
[...]
رُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللها
که آن یاقوت محلولت نماید حل مشکلها
سوی دیر مغان بخرام تا بینی دوصد محفل
سراسر ز آفتاب می فروزان شمع محفلها
دل و می هردو روشن شد نمیدانم که تاب می
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.