گنجور

 
خالد نقشبندی

مژده ای یعقوب دل کان یوسف کنعان رسید

محنت بی‌انتهای هجر را پایان رسید

باز گردد ای جان بر لب آمده کان نازنین

عیسی مریم صفت بهر علاج جان رسید

کوه غم بر باده ده ای دل که با باد صبا

بر مشمامم بوی خاک مقدم جانان رسید

تلخی دوران به یک سر محو شد از دل مرو

چون نسیمی بر مشامم زان گل خندان رسید

خالد ای مرغ گلستان وفا، بس کن فغان

کان بهار زندگانی خرم و خندان رسید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

شاه سنجر چون ز میدان جانب ایوان رسید

از زمین بانگ بشارت تا بر کیوان رسید

تا به ‌کیوان گر بشارتها رسد نبود عجب

زانکه منصور و مظفر شاه از میدان رسید

موسم جنگ و غُو شیپور و رنج تن گذشت

[...]

قاسم انوار

خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسید

دیده روشن شد،چو بوی یوسف کنعان رسید

قصه عشق زلیخا را کجا پنهان کنم؟

کین حکایت از سواد مصر تا صنعان رسید

پیش ازین در شهر جانها رفته بودی لایزال

[...]

صامت بروجردی

زینب ای ام المصیبه موسم افغان رسید

کار حلقوم حسین با خنجر بران رسید

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه