جان به استقبال جانان میرود
تشنه سوی آب حیوان میرود
بلبل شیدا شد آزاد از قفس
سوی گلگشت گلستان میرود
زین عجایبتر چه باشد در جهان
مهر را شبپره مهمان میرود
تا ز کف دامان یارم شد برون
خونم از مژگان به دامان میرود
در فراقش صبر کردن چون توان؟
جسم اگر باز ایستد جان میرود
کرد خالد دامن از لعلت یمن
سوی سامان بدخشان میرود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و اشتیاق شخصی نسبت به معشوق و زیباییها میپردازد. شاعر از حرکت جان به سمت معشوق و تلاش برای رسیدن به او صحبت میکند. او به سرزندگی و آزادی بلبل اشاره دارد که به سوی گلها میرود و همچنین به حالتی که در آن دل عاشق به خاطر دوری از معشوق دچار درد و رنج میشود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در فراق معشوق صبر کردن سخت است و حتی اگر جسم آرام بماند، جان از درد دوری میرود.
هوش مصنوعی: دل به دیدار محبوبش میرود، مانند تشنهای که به سوی آب زندگیبخش میشتابد.
هوش مصنوعی: پرنده عاشق از قفس آزاد شده و به سوی گلستان و باغ گلها حرکت میکند.
هوش مصنوعی: در این دنیا چه چیز عجبتر از این است که پروانه در شب به ملاقات مهر (خورشید) میرود؟
هوش مصنوعی: زمانی که دامن یارم از دستم خارج شد، اشکهایم همچون خون از چشمانم به دامن او میریزند.
هوش مصنوعی: در دوری او چگونه میتوان صبر کرد؟ اگر بدن آرام بگیرد، جان میرود.
هوش مصنوعی: خالد دامن خود را به جواهر یمن آراسته و در مسیر به سوی بدخشان قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان من همراه خوبان میرود
همره خوبست آسان میرود
هر که راه عشق جانان می رود
ترک جان چون گفت آسان می رود
چاک از جیبم به دامان میرود
تا چه بر چاک از گریبان میرود
جوهر طبعم درخشانست لیک
روزم اندر ابر پنهان میرود
گر بود مشکل مرنج ای دل که کار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.