گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند

خار ما خوردیم و ایشان گل بدست آورده‌اند

گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد زانک

رخت ما پیش از نزول ما بمنزل برده‌اند

می پرستان محبت را ز غم اندیشه نیست

از برای آنکه آب زندگانی خورده‌اند

هر که در عشق پریرویان نیامد در شمار

عارفانش از حساب عاقلان نشمرده‌اند

با وجود آنکه بد گفتند و نیک انگاشتیم

ما نیازردیم و بدگویان ز ما آزرده‌اند

گلعذاران بین که کل پرده بر ما می‌درند

ما برون افتاده ویشان همچنان در پرده‌اند

باد پیمایان که آگه نیستند از سوز عشق

زان نمی‌سوزند از آه گرم ما کافسرده‌اند

زنده دل قومی که پیش تیغ عشقت شمع‌وار

ز آتش دل سر فدا کردند و پای افشرده‌اند

چون ببدنامی برآمد نام خواجو در جهان

نیک نام آنها که ترک نیک نامی‌کرده‌اند

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

طربستان در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۲۱ نوشته:

در بیت دوم به نظر می رسد چنین نگارشی با وزن شعر سازگارتر باشد:
گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد زانک
---
پاسخ: با تشکر «گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد ازانکه» با پیشنهاد شما جایگزین شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.