گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما

ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما

گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست

همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

سرو را باشد سماع از نالهٔ دلسوز مرغ

مرغ را باشد صداع از نالهٔ شبگیر ما

داوری پیش که شاید برد اگر بی موجبی

خون درویشان بی طاقت بریزد میر ما

هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان

ورنه معلومست کز حد میرود تقصیر ما

صید آن آهوی روبه باز صیاد توئیم

ما شکار افتاده و شیر فلک نخجیر ما

تا دل دیوانه در زنجیر زلفت بسته‌ایم

ای بسا عاقل که شد دیوانهٔ زنجیر ما

از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو

کز کمان نرم زخمش سخت باشد تیر ما

ره مده در خانقه خواجو کسی را کاین نفس

با جوانان عشرتی دارد بخلوت پیر ما

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۱۳ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۰۲:۵۱ نوشته:

حافظ این غزل را استقبال کرده است :
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از تدبیر ما
در خرابات مغان ما نیز همدستان شویم
کاین چنین رفته است از روز ازل تقدیر ما

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
م. طاهر در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۰ نوشته:

یا لطیف
در بیت دوم این غزل خواجوی کرمانی نگارش درست پاره دوم "هم چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما" می باشد ولی دو واژه "هم" و "چنین" به یکدیگر متصل شده و مفهوم اصلی را از دست داده است. واژه "هم" شکل کوتاه شده "همانا" می باشد و برای تأکید بر درستی این خبر است که تقدیر ما در عهد ازل اینچنین (چنین) رفته است.
شاد و سربلند باشید
م. طاهر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.