گنجور

 
خواجوی کرمانی

رخسار تو شمع کایناتست

وز قند تو شور در نباتست

ریحان خط سیاه شیرین

پیرامن شکّرت نباتست

خضرست مگر که سرنوشتش

بر گوشه ی چشمه ی حیاتست

بر عرصه حسن شاه گردون

پیش دوزخ تو شاه ماتست

یک قطره ز اشک ما محیطست

یک چشمه ز چشم ما فراتست

عنوان سواد خطّ سبزت

برنامه ی نامه ی نجاتست

وجهی ز برات دلربایی

یا نسخه ئی از شب براتست

آخر بزکوة حسن ما را

دریاب که موسم زکوتست

خواجو ز تو کی ثبات جوید

ز آنروی که عمر بی ثباتست

 
sunny dark_mode