هوش مصنوعی: در این اشعار خاقانی، او به نقد افرادی میپردازد که در پی رسیدن به مقام و ثروت هستند. او آنها را به زاغ تشبیه میکند که آرزوی کبک را دارند، یعنی خواستههایی بالاتر از واقعیت خود دارند. او همچنین به تلاش فرزندان اشاره میکند که برای خود وزن و ارزش میسازند، اما در نهایت از پوست نارنج نمیخورند که به آنها ارزش واقعی ببخشد. در پایان، به نوعی از تغییر شکل اشاره میکند که برخی افراد برای فریب دیگران انجام میدهند، ولی نتیجه کار آنها به دور از محبت و دوستی است.
هوش مصنوعی: خاقانی میگوید کسانی که در راه تو گام برمیدارند شبیه زاغ هستند، و زاغ آرزو دارد که مانند کبک رفتار کند و ویژگیهای آن را داشته باشد. این بیان نشاندهنده نارضایتی و عدم تناسب بین خواستهها و واقعیت آنهاست.
هوش مصنوعی: فرض کنیم که مارچوبه وادار شده تا خودش را به شکل مار درآورد، این عمل به خاطر این است که میتواند به دشمنانش آسیب برساند و از سوی دیگر برای دوستانش نفعی بیاورد.
محمدرضا جباری هرسینی در ۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۶ نوشته:
این سه بیت هم از مفاخرات خاقانیست. او در ابیات بسیازی به شیوه خود بالیده است و مقلوانش را سرزنش نموده. تا جایی که: گویدم خاقانی دریا مثابت خود منم/ خوانمش خاقانی امّا از میان افتاده «قا»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار خاقانی، او به نقد افرادی میپردازد که در پی رسیدن به مقام و ثروت هستند. او آنها را به زاغ تشبیه میکند که آرزوی کبک را دارند، یعنی خواستههایی بالاتر از واقعیت خود دارند. او همچنین به تلاش فرزندان اشاره میکند که برای خود وزن و ارزش میسازند، اما در نهایت از پوست نارنج نمیخورند که به آنها ارزش واقعی ببخشد. در پایان، به نوعی از تغییر شکل اشاره میکند که برخی افراد برای فریب دیگران انجام میدهند، ولی نتیجه کار آنها به دور از محبت و دوستی است.
هوش مصنوعی: خاقانی میگوید کسانی که در راه تو گام برمیدارند شبیه زاغ هستند، و زاغ آرزو دارد که مانند کبک رفتار کند و ویژگیهای آن را داشته باشد. این بیان نشاندهنده نارضایتی و عدم تناسب بین خواستهها و واقعیت آنهاست.
هوش مصنوعی: چندین کودک بیخبر از دنیای بزرگترها، به دنبال ترازوی طلا هستند؛ اما نمیدانند که برای رسیدن به این هدف، باید از پوست نارنج استفاده کنند.
هوش مصنوعی: فرض کنیم که مارچوبه وادار شده تا خودش را به شکل مار درآورد، این عمل به خاطر این است که میتواند به دشمنانش آسیب برساند و از سوی دیگر برای دوستانش نفعی بیاورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نیستی درون دلم آتش فراق
کم هر زمان بسوزد از و استخوان و پوست
چندان بگریمی، که مرا آب چشم من
برداردی روان و ببردی به کوی دوست
ای تو کیای ما و جهانی تو را رهی
خار دو چشم دشمنی و ورد دست دوست
شد سهل و حق خدمت من سهل برگرفت
در خون سرشته به که چنانش سرشت و خوست
سختی مکن تو نیز چنان سست رای از آنک
[...]
مقلوب لفظ پارس به تصحیف از کفت
دارم طمع که علت با من ز دست کوست
تصحیف قافیه که به مصراع آخرست
گر ضم کنی بر آنچه مسماست همنکوست
آن دو لطیف را سیمی هست هم لطیف
[...]
ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
ابن یمین مرنج که بدشان سرشت و خوست
گر طعنه ئی زنند بر اشعار عذب تو
اینفرقه عوام که بعضی نه خاص اوست
درهم مشو که بیهنر از غایت حسد
[...]
دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
دانم که بُگذرد ز سرِ جرمِ من که او
گرچه پریوش است ولیکن فرشته خوست
چندان گریستیم که هر کس که برگذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.