ای که هر دم ز تبت خلقت
صد شتر بار مشک در سفرند
گردن اشتران دهی پر زر
به کسانی که سرور هنرند
تا تو اشتر سواری اندر فید
خار و حنظل به فید گلشکرند
پیش اشتر دلی چو خاقانی
یاد تو جز به جام جم نخورند
دوش در ره بماندهاند مرا
اشتری ده که زیر بار درند
اشتری ده ه بار من بکشد
ور فروشم به تازیی بخرند
ور بندهی دهمت صد دشنام
که یکی ز آن به اشتری نبرند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و تأثیرگذاری خالق و خلقت میپردازد. شاعر از بار سنگین مشکلات و چالشهایی که بر دوش اوست سخن میگوید و خواستار یک شتر است که بار او را به دوش بکشد. او همچنین به ارزش و هنر اشخاص اشاره میکند و از اینکه یاد محبوبش مانند جام جم (نماد زیبایی و حقیقت) در دل دیگران باقی مانده، سخن میگوید. در نهایت، شاعر در بیان مشکلاتش به همراهی یک شتر در سفر زندگی و برداشتن بار سنگینش اشاره میکند و از دشواریهایی که در این راه با آنها مواجه است، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای کسی که هر لحظه از زمینت بوی مشک به مشام میرسد و شتران زیادی با بار مشک در سفرند.
هوش مصنوعی: به دیگران که استادان هنر هستند، ارزش و احترام فراوانی دهی، مانند اینکه بر گردن شتران زینتی پر از طلا آویزان کنی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به سواری بر شتر در بیابان خار و تلخکامی مشغولی، دیگران به لذت و خوشی مشغول خواهند بود.
هوش مصنوعی: دل افرادی که در مقابل شیران دلیر همچون جویندگان زندگی مست و خوشحال هستند، به یاد تو نمیافتد مگر در میانه می نوشی خوش طعم و پر زرق و برق.
هوش مصنوعی: دیروز در مسیر، کسی مرا به ترک راهم واداشت. من به یک الاغ نیاز دارم که بتواند بار سنگین مرا حمل کند.
هوش مصنوعی: اگر ده بار هم یک شتر بکشند، باز هم حاضرم آن را بفروشم و آن را به سکههای طلا بفروشم.
هوش مصنوعی: اگر من به تو صد تا دشنام و توهین بدهم، یکی از آنها هم به یک الاغ آسیب نمیزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بزرگی که سوی درگه تو
ره بزرگان به دیدگان سپرند
فخر جویند و بنده تو شوند
جان فروشند و مدحت تو خرند
مرکبان تو میزبانانند
[...]
خادمان را ز بهر آن بخرند
تا به رخسارشان فرو نگرند
«لا الی هولاء» نه مرد و نه زن
بین ذالک نه ماده و نه نرند
جای ایشان شدست هند و عجم
[...]
دوستانش نگر که نوحهگرند
دوستانش چه که دشمنان بترند
خوان نهند آنگهی که خون بخورند
نان دهند آنگهی که جان ببرند
تا سگان را وجود پیدا نیست
مشفق و مهربان یکدگرند
لقمهای در میانشان انداز
که تهیگاه یکدگر بدرند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.